اشعار و نوشته‌های رها فلاحی

شعر و ادبیات
۲۹
دی

کتاب وقتی کارها درست پیش نمی‌روند مسیرت را تغییر بده


کتاب "وقتی کارها درست پیش نمی‌روند مسیرت را تغییر بده" از مجموعه کتاب‌های "دیگر کتاب‌ها"، با نویسندگی و تصویرگری، آقای "پیتر اچ رینولدز" و ترجمه‌ی دکتر "لیلا کاشانی وحید" است.
این کتاب ۳۶ صفحه‌ای مصور رنگی، ویژه‌ی رده‌ی سنی ۳ تا ۹ است و توسط انشارات مهرسا، چاپ و منتشر شده است.
داستان این کتاب، زبانی ساده دارد و با تصاویری دیدنی برای کودکان نوشته شده و آن‌ها را برای کنار آمدن با احساسات ناخوشایند همراهی می‌کند.
 

◇ در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:
همه‌ی ما نگرانی‌ها، ترس‌ها و تردیدهایی داریم.
اما همه‌ی ما حق انتخاب هم داریم:
می‌توانیم آن‌ها را با خودمان حمل کنیم 
یا رهایشان کنیم.
وقتی کارها درست پیش نمی‌رود،
گاهی فقط باید
مسیرت را تغییر بدهی.
 

#رها_فلاحی 

  • رها فلاحی
۲۵
دی

کتاب گربه می‌خواهد ماهی بگیرد

کتاب "گربه می‌خواهد ماهی بگیرد و ده داستان دیگر"، مجموعه داستان کوتاهی‌ست از نویسندگان مختلف که آن را آقای "حسین سیدی" گردآوری و ترجمه کرده است. 
این کتاب را انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در ۳۲ صفحه و قطع خشتی، برای نخستین بار در سال ۱۳۹۹ خورشیدی چاپ و منتشر کرده است.
خانم "نیلوفر میرمحمدی"، تصویرگر این کتاب خواندنی است.

■●■

این کتاب شامل یک مجموعه از داستان‌های کوتاه و پندآموز با عناوین متنوعی است که جذابیت و آموزه‌های متنوعی را در خود جای داده‌اند. 
در این کتاب، شما با داستان‌هایی چون «کوه و برکه»، «حلزون خودخواه»، «درخت بید توخالی» و بسیاری داستان دیگر آشنا خواهید شد که به شما مفاهیم و ارزش‌های انسانی مهمی را به تصویر می‌کشند.
داستان «گربه می‌خواهد ماهی بگیرد» نیز یکی از داستان‌های جذاب این کتاب است. 
ماجرای این داستان، درباره‌ی ماهیگیری است، که ماهی بزرگی را صید می‌کند. اما گربه‌ای که نزدیک او نشسته بود، به خود می‌بالد و فکر می‌کند که ماهیگیری کار آسانی است. از این ایده آسمانی الهام گرفته، تصمیم می‌گیرد که خودش هم ماهیگیری را تجربه کند. گربه به سمت رودخانه می‌رود و دم خود را داخل آب می‌اندازد و...


✍ #رها_فلاحی 

  • رها فلاحی
۲۴
دی

چند شعر کوتاه از رها فلاحی 


 (۱)
آجر به آجر 
خانه پوسید 
هنوز قلبم در آن 
به انتظار تو زنده است.

 
(۲)
خانه‌ی قلبم
آجر به آجرش پوسید
آنچه هنوز جوانه می‌زند 
عشق توست...

 
(۳)
آجر به آجر پا گرفت
بنای انتظارم
آی استاد! 
دست بکش!
مصالح تحملم ته گرفت...
 

#رها_فلاحی 

  • رها فلاحی
۲۳
دی

کتاب اِلمور با پینکی آشنا می‌شود 

کتاب "اِلمور با پینکی آشنا می‌شود"، از مجموعه "ماجراهای اِلمور" است که "هالی هابی"، نویسنده و تصویرگر آن است.

  • رها فلاحی
۰۴
دی

کتاب "گربه ماهی"، نوشته‌ی خانم "عفت مطلبی" نویسنده‌ی ایرانی است.

  • رها فلاحی
۲۹
آذر

کتاب مصور "من هم می‌خواهم فرشته شوم" نوشته‌ی آقای "سید عباس هاشمی" است.

کتاب من هم می‌خواهم فرشته شوم

 
کتاب مصور "من هم می‌خواهم فرشته شوم" نوشته‌ی آقای "سید عباس هاشمی" است.

این کتاب را نشر آبگینه کویر با تصویرگری خانم "محدثه ذوالفقاری" برای نخستین بار در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، در ۱۲ صفحه و قطع خشتی و جلد شومیز و ده هزار نسخه چاپ و منتشر کرده است.


داستان کتاب درباره‌ی دخترکی به نام "شادی" است. شادی، با پدر و مادر، و مادربزرگش زندگی می‌کند. 

وقتی که مادربزرگ نماز می‌خواند، از نظر شادی، شبیه فرشته‌ها می‌شود. 

شادی کوچولو، هر شب با قصه‌های مادربزرگ به خواب می‌رود و در خواب و بیداری آرزو می‌کند که مثل او، شبیه فرشته‌ها شود. 

روز به‌ روز شادی کوچولو، بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود تا که روزی، بلاخره آرزویش برآورده می‌شود و مانند مادربزرگ، چادر به سر می‌کند و در کنار او نماز می‌خواند.

 
#رها_فلاحی 

  • رها فلاحی
۲۸
آذر

◇ منتشر شد:

کتاب شعر « نمی‌خواهم در وجود آدمی دیگر، خفه شوم » با ترجمه‌ی « سعید فلاحی » (زانا کوردستانی)، منتشر شد.

این کتاب که ترجمه‌ی گزیده‌ی اشعاری از آقای « رامیار محمود » شاعر و نویسنده‌ی کُرد زبان عراقی است، به همت « انتشارات هرمز »، در ابتدای آذر ماه ۱۴۰۳، چاپ و منتشر شده است.

آقای « کاروان محمود محمد » مشهور به « رامیار محود »، زادەی ۳۱ ژانویه‌ی ۱۹۷۴ میلادی، در سلیمانیه‌ی اقلیم کُردستان است. 

وی فارغ‌التحصیل رشته‌ی زبان و ادبیات کُردی از دانشگاه سلیمیانە است و طی سال‌های ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۹ میلادی، سردبیر نشریه‌ی ادبی « گوتار » بود و اکنون سردبیر و صاحب امتیاز تلویزیون « کوردراوم » است.

ویراستار این کتاب که ۲۲۲ صفحه است، خانم « لیلا طیبی » است. 

این کتاب در هزار نسخه و قطع رقعی و شماره شابک ۹۷۸۶۲۲۸۳۶۵۸۶۲ با قیمت ۱۵۰ هزار تومان، به دوستداران شعر و ادبیات کُردی عرضه شده است.

◇ یکی از شعرهای این مجموعه را با هم بخوانیم:

ما در اتاق بالایی هستیم 
و آزادی، از آن سوی دیوار خانه 
صدای‌مان می‌کند 
ما آزادی را در اتاق‌مان پنهان می‌کنیم 
زیرا که در کوی و برزن‌مان 
آدمی به درازای تاریخ 
فقط زندان ساخته است.

 

  • رها فلاحی
۱۳
آذر

به نام خدا

رودخانه‌‌ی آب‌آور

در یک دشت خیلی سرسبز که خورشید همیشه به آنجا می‌تابید، گل‌های زیبا و رنگارنگی روییده بودند که به خورشید لبخند می‌زدند.
در آن دشت زیبا، رودخانه‌ای کوچک، ولی پر آب جاری بود. اسم آن رودخانه "آب‌آور" بود. آب رودخانه خنک و زلال بود. ماهی‌های زیادی در آن رودخانه زندگی می‌کردند. آنها همیشه در حال بازی و بالا و پایین پریدن داخل رودخانه بودند.
چند لاک‌پشت به همراه خانواده‌ی آقای خرچنگ هم در گوشه‌ای از ساحل رودخانه، لانه داشتند.
درخت‌های گیلاس و سیب زیادی اطراف رودخانه بود. سنگ‌های گرد کوچک و بزرگ زیادی کنار رودخانه بود.
در نزدیکی رودخانه، دهکده‌ای بود که آنجا را "آب‌پر" نام گذاشته بودند. مردم آن دهکده، مردم خیلی مهربانی بودند که همگی به کشاورزی و باغداری و دامداری مشغول بودند. آنها از آب رودخانه برای شستن و خوردن و کشاورزی استفاده می‌کردند و در زمین‌های خود باغ داشتند، گندم و ذرت می‌کاشتند و جالیزهایشان گوجه و خیار و توت فرنگی.
دو سه سالی در آن دشت نه بارانی بارید و نه برفی و آب رودخانه کمتر و کمتر شد. 
مردم دهکده هم برای آبیاری زمین‌های کشاورزی خود تصمیم گرفتند که چاه آب بکنند و ده حلقه چاه آب نزدیک رودخانه کنند.
با تصمیم اشتباه مردم دهکده، آب رودخانه باز کمتر شد تا اینکه رودخانه کاملن خشک شد. ماهی‌ها تک تک مردند و خانواده‌ی خرچنگ‌ها و لاک‌پشت‌ها هم از آنجا رفتند و دیگر کسی به یاد نداشت که زمانی رودی در آن دشت زیبا جاری بوده است.


#رها_فلاحی

  • رها فلاحی
۱۲
آذر

کتاب من و غولم و بچه گربه‌ام


کتاب "من و غولم و بچه گربه‌ام"، درباره‌ی دختری به نام "بیتا"ست، که همه او را "فرفری" صدا می‌زنند، چون موهایش خیلی فر دارد. 
فرفری یک بچه گربه به همراه یک غول خیالی که اسمش "وزوزی"ست، دارد، او غولش را توی کتاب پیدا کرده است!.
قرار است "بیتا" و خانواده‌اش، مسافرت به اصفهان بروند.
"فرفری" می‌خواهد "وزوزی" و گربه‌اش را هم با خود به مسافرت ببرد. همگی آمده‌ی سفر می‌شوند. "فرفری" که دلش نمی‌آید گربه‌اش را جا بگذارد، او را داخل چمدانش می‌گذارد و به فرودگاه می‌روند، موقع بازرسی چمدان‌ها، گربه از داخل چندان فرار می‌کند و کل سالن فرودگاه را به هم می‌ریزد و...
در ادامه‌ی داستان "فرفری" مجبور می‌شود که گربه‌اش را به خانه‌ی خاله‌اش، جایی که مادر و خواهر و برادرهای گربه‌اش زندگی می‌کنند، ببرد و تنها با "وزوزی" به مسافرت برود.
زنده‌یاد "سوسن طاقدیس" نویسنده‌ی شیرازی، این کتاب را نوشته و انتشارات محراب قلم ان را چاپ و منتشر کرده است.
چاپ اول این کتاب ۶۴ صفحه‌ای، در سال ۱۳۹۹ خورشیدی بوده است.


◇ از متن کتاب:
جانمی جان! مسافرت! قرار شده با مامان و بابا و ساره و داداشی برویم اصفهان. وزوزی هم قرار است بیاید. وزوزی غول من است. خودم پیدا کردمش. از توی کتاب! حالا فقط باید یک فکری به حال بچه گربه‌ام بکنم. آخه مامان و بابا اجازه نمی‌دهند با خودم ببرمش. شاید هم اصلا توی چمدان قایمش کردم.


#رها_فلاحی 

  • رها فلاحی
۱۱
آذر

کتاب یک، دو، سه چیلیک


کتاب "یک، دو، سه چیلیک" نوشته‌ی خانم "سمیرا قیومی" است.
خانم "سمیرا قیومی"، زاده‌ی سال ۱۳۶۰ خورشیدی، در شهر سمنان است، که آثار مختلفی در زمینه‌ی کودک و نوجوان دارد؛ از جمله "خنده‌های تربچه‌ای"، "صورتی مثل ابر"، "لولو آلبالو" و...
این کتاب ۳۲ صفحه‌ای را "انتشارات پرنده‌ی آبی"، با تصویرگری خانم "مریم یکتافر" منتشر کرده است.
داستان کتاب درباره‌ی قورباغه‌ای‌ست به نام "چنگولک"، که می‌خواهد از دوران بچگی خود بداند. وقتی او به عکس‌های خودش نگاه می‌کند، از خودش پرسید: راستی من وقتی بچه بودم، چه شکلی بودم؟
او برای پی بردن به پاسخ سوال خود به پدر و مادرش مراجعه می‌کند و بعد سراغ آقای لاک‌لاکیان عکاس می‌رود و...


 
#رها_فلاحی

  • رها فلاحی