اشعار و نوشته‌های رها فلاحی

شعر و ادبیات

۲ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

۲۹
بهمن

رنه گوسینی

آقای "رنه گوسینی" (به انگلیسی: René Goscinny)، یکی از چهره‌های صاحب نام داستان‌نویسی فرانسه است، که با خلق آثار در زمینه‌ی ادبیات کودکان و نوجوانان در ژانر طنز، به شهرتی جهانی دست پیدا کرده، به گونه‌ای که بسیاری از آثار وی به زبان‌های مختلف ترجمه شد.
گوسینی، زاده‌ی ۱۴ آگوست ۱۹۲۶ میلادی، در جنوب شهر پاریس، در خانواده‌ای یهودی و مهاجر از لهستان دیده به جهان گشود.
در ۲ سالگی، همراه خانواده به آرژانتین رفت و تحصیلات ابتدایی را در بوینس‌آیرس و مدارس فرانسوی‌ها گذراند.
وی به خاطر کتاب‌های مصوری که می‌خواند، خیلی زود شروع به کشیدن نقاشی و داستان نوشتن برای کودکان می‌کند. خصوصأ بعد از اینکه به آمریکا می‌رود، تحول بزرگی در زندگیش رخ می‌دهد، زیرا در آنجا با "موریس دو بور"، نقاش بلژیکی و تصویرگر داستان‌های "لوک خوش شانس"، همکاری خود را آغاز می‌کند. این آشنایی تبدیل به همکاری تقریباً ۲۰ ساله و دوستی عمیق میان آن دو و وارد شدن به حوزه‌ی داستان‌نویسی می‌شود.
گوسینی علاوه بر داستان نویسی، فیلم‌نامه تعدادی از انیمیشن‌های سینمایی و تلویزیونی را به رشته‌ی تحریر در آورده است.
وی بعد از مرگ پدرش در ۱۹۴۳ میلادی، به نیویورک رفت، ولی چون‌که نمی‌خواست در ارتش آمریکا خدمت کند، به فرانسه بازگشت و به ارتش آن کشور پیوست. در فرانسه بود، که گوسینی تصاویر و پوسترهایی برای ارتش خلق کرد و به یکی از پرکارترین نویسندگان اعضای تحریریه مجله مصور پیلوت تبدیل شد. این مجله فرانسوی-بلژیکی بود و درباره کتاب‌های مصور صحبت می‌کرد. در واقع گوسینی به همراه چندین هنرمند دیگر این مجله را به وجود آورده بود و برای مدت قابل توجهی سردبیری این مجله را بر عهده گرفت. همچنین در این مجله بود که مشهورترین اثر خود به نام "آستریکس" را به مخاطبان معرفی کرد. در واقع گوسینی در سطح بین‌المللی بیشتر به خاطر کتاب کامیک ماجراهای آستریکس شناخته شده است.
سرانجام "رنه گوسینی" در ۶ نوامبر ۱۹۷۷ میلادی، در حالی که تنها ۵۱ سال داشت، در پاریس دیده از جهان فرو بست.
 

─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─

◇ کتاب‌شناسی:
● سفرهای نیکولا کوچولو:
سفرهای نیکولا کوچولو از مجموعه داستان‌های مشهور گوسینی هستند. مجموعه کتاب‌های نیکولا کوچولو درباره‌ی شرح حال یک کودک ایده‌آل در دهه‌ی ۵۰ میلادی بود. نخستین سری این کتاب در ۲۹ مارس ۱۹۵۹ میلادی، به وسیله‌ی گوسینی به رشته‌ی تحریر درآمد و تصویرگری آن را "ژان ژاک سامیه" انجام داد. ترجمه این کتاب‌ها در ایران در ۱۳۶۳ خورشیدی، به وسیله‌ی "جمشید ارجمند"، در انتشارات شینلام به چاپ رسید. بعدها انتشارات هرمس این مجموعه کتاب‌ها را با ترجمه "جمشید ارجمند"، "ویدا سعادت"، "امیرحسین مهدی‌زاده" و "آفاق حامد هاشمی" منتشر کرد.
این مجموعه شامل داستان کوتاه واقعی و مصور با موضوع‌های دوستی، سینما، سفر، بازی، تنهایی و نیازهای بنیادین دوران کودکی دارد. داستان‌های کتاب، پرسش‌هایی از زندگی را به شکل ساده بازتاب می‌دهند به گونه‌ای که کودکان با آن‌ها به راحتی ارتباط می‌گیرند و با شخصیت‌های کتاب هم‌ذات‌پنداری می‌کنند. داستان‌ها در مکان‌هایی همچون اداره، مدرسه، خانه، سینما و قطار در زمان حال می‌گذرند. زبان‌ داستان ها طنز آمیز، عاطفی و تأثیرگذار است. تصویرهای کتاب زیبا و سیاه و سفیدند و با متن همخوانی دارند.

● لوک خوش شانس:
داستان لوک خوش شانس بدون شک یکی از داستان‌های پرطرفدار، جالب و خواندنی است. این کتاب یک داستان مصور فرانسوی-بلژیکی است، که رنه گوسینی بهترین دوران این کمیک استریپ را نوشت. داستان درباره یک گاوچرانی است که سریع‌تر از سایه‌اش هفت‌تیر می‌کشد و عدالت را برقرار می‌کند. خالق این شخصیت موریس دو بور، نقاش بلژیکی است، که نگارش داستان‌ها را به گوسینی واگذار می‌کند و نتیجه کار این تیم دو نفره شگفت‌آور بود و چنان پختگی و ظرافتی به لوک خوش شانس بخشید که به سرعت آن را به یکی از محبوب‌ترین قهرمانان داستان‌های مصور در دنیا بدل کرد. دوران همکاری موریس و گوسینی طلایی‌ترین عصر داستان‌های لوک خوش شانس به شمار می‌رود. سری کتاب‌های کمیک لوک خوش شانس، یکی از پر فروش‌ترین کتاب‌های کمیک در تاریخ است که فروش فوق‌العاده بالایی در سرتاسر دنیا داشته و به بیشتر زبان های دنیا نیز ترجمه شده است.
موریس و گوسینی در این سری داستان‌ها، شخصیت‌های زیادی را به تصویر می‌کشند که برخی از این شخصیت ها در ادامه، اهمیت و محبوبیتی هم اندازه لوک به دست می‌آورند. از آن جمله می‌توان به برادران دالتون و ران تان پلن - و یا همان بوشفک - اشاره کرد. برادران دالتون (جو، جک، ویلیام و آوریل) در بیشتر داستان های لوک به عنوان دشمنان اصلی لوک خوش‌شانس ظاهر می‌شوند. این برادران که به ترتیب یکی از دیگر بلند قدتر و کودن‌تر هستند، به عنوان پسر عموهای دالتون‌های واقعی - که از مخوف‌ترین تبهکاران تاریخ آمریکا به شمار می‌روند - قصد گرفتن انتقام از لوک را دارند. این شخصیت‌ها به سرعت به محبوبیتی زیاد دست پیدا کردند.
همچنین از جمله شخصیت‌هایی که در همه داستان‌های لوک حضور دارند، می‌توان به جالی مامپر - باهوش‌ترین اسب دنیا - و ران تان پلن - کودن‌ترین سگ دنیا - اشاره کرد.جالی جامپر با اعمال شگفت‌آوری که انجام می‌دهد، همیشه کمکی بزرگ برای لوک محسوب می‌شود. از جمله توانایی‌های جالب «جالی» شطرنج بازی کردن، دویدن در خواب، زورآزمایی و مچ انداختن بالوک، آشپزی و شستن لباس است.

● آستریکس در سرزمین گل:
نخستین عنوان از مجموعه کتاب‌های مصور آستریکس، نوشته رنه گوسینی، آستریکس در سرزمین گل بود. این کتاب در ابتدا به صورت یک مجموعه در مجله پیلوت انتشار یافت؛ داستان کتاب در سال ۵۰ قبل از میلاد مسیح اتفاق می‌افتد. داستان این کتاب شامل دلاوری های آستریکس و دوستانش در برابر جولیوس سزار است. در این کتاب آمده است که تمام سرزمین گل اشغال شده است و فقط یک روستا با مردمی دلاور و نترس توانسته دشمن را خارج از مرزهای خود نگه دارد... اما آستریکس، اوبلیکس و دیگر دوستانشان تا چه مدتی می‌توانند در برابر سپاه قدرتمند جولیوس سزار مقاومت کنند؟ با اندکی زیرکی و البته مقداری از معجون جادویی جادوگری به نام گتافیکس، هر چیزی ممکن خواهد شد...
آستریکس در جزیره کورس(گالینگور) از دیگر آثار رنه گوسینی است که در ایران به وسیله فریبرز افروزی در نشر سامر به چاپ رسیده است. در این کتاب یکی از جنگاوری های استریکس به همراه دوستانش در جزیره کورس که فرمانده‌ای به نام شارلاتافوس داشت برای گروه سنی «ج» به تصویر کشیده شده است. در این کتاب آمده است: اهالی دهکده گل با کشاورزی و شکار روزگار می‌گذراندند. رومیان کشورگشا به آنها حمله می کردند، اما آنها در برابر اشغالگران مقاومت می‌کردند. اهالی دهکده قهرمانی به نام آستریکس داشتند. او جنگجویی زیرک و باهوش بود و تمام ماموریت‌های خطرناک به عهده او بود. او نیروی فوق بشری خود را از جادوی جادوفیکس می‌گرفت. رییس ماتیکس کدخدای دهکده، یک سرباز قدیمی شجاع و باوقار و دوست صمیمی استریکس اوبلیکس بود و عادت به خوردن قوچ وحشی داشت، بسیاری بزرگترین دلیل موفقیت این مجموعه را در سطوح مختلف طنز در داستان می‌دانند در این کتاب کودکان تصاویر دعواها و زد و خوردهای اغراق آمیز را با علاقه تماشا می‌کنند و بزرگسالان از شوخی های لفظی، بازی با کلمات و شوخی‌های تاریخی لذت می‌برند.

● نیکولا کوچولو و گاو بازی:
نیکولا کوچولو و گاوبازی از دیگر مجموعه داستان‌های رنه گوسینی است، که برای کودکان ۶ تا ۱۲ به رشته تحریر درآورد. این کتاب در ایران به وسیله "ناهید طباطبایی" در انتشارات کتاب پارسه ترجمه شد. نیکولا کوچولو مانند خیلی از شخصیت‌های داستانی کتاب‌های کودک، شهرت جهانی و ماجراهای شیرین و طنزآمیزش طرفداران فراوان دارد. این مجموعه متشکل از ۱۶ عنوان است: نیکولا کوچولو و همکلاسی جدید، نیکولا کوچولو و گاوبازی، نیکولا کوچولو در گروه شکست‌ناپذیرها، شالاپ شولوپ، نیکولا کوچولو و یک غافلگیری خوب، نیکولا کوچولو و تعطیلات، نیکولا کوچولو و دوستان، نیکولا کوچولو و بادکنک، نیکولا کوچولو و فیل گنده، بابا خیکی شده، نیکولا کوچولو شعبده‌بازی می‌کند، پیش به سوی تعطیلات، نیکولا کوچولو در کارخانه شکلات‌سازی، نیکولا کوچولو شورش می‌کند، نیکولا کوچولو و زنگ تفریح، نیکولا کوچولو دچار دردسر می‌شود.
در داستان «گاوبازی» می‌خوانیم: هنگام زنگ‌تفریح، «ژفروئا» به «نیکولا» و دیگر هم‌کلاسی‌های خود پیشنهاد می‌کند که مانند فیلم‌های اسپانیایی، گاوبازی کنند. ژفروئا داوری بازی را بر عهده گرفت و شخصیت‌ها و موقعیت آن‌ها را در بازی توضیح داد. امّا بازی به خوبی و خوشی پیش نرفت و هر کس به نقش خود در بازی اعتراض کرد و میان آن‌ها دعوا شد. این مجموعه حاوی داستان‌های کوتاه و طنزآمیز فرانسوی است که برای گروه‌های سنّی «ج» و «د» تدوین شده است.

 

 
گردآوری و نگارش:
#رها_فلاحی
 

┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄

سرچشمه‌ها
https://newsnetworkraha.blogfa.com
https://eitaa.com/masjedkhoda
https://eitaa.com/masjedkhoda
https://t.me/newsnetworkraha
https://t.me/mikhanehkolop3
https://t.me/leilatayebi1369
https://t.me/rahafallahi
https://eitaa.com/joinchat/964429140C60ae11ba90
https://www.iranketab.ir
و...
 

  • رها فلاحی
۲۱
بهمن

خانم "سیما شمال نصب"، شاعر ایرانی، زاده‌ی سال ۱۳۶۴ خورشیدی، است.

 

سیما شمال نصب


خانم "سیما شمال نصب"، شاعر ایرانی، زاده‌ی سال ۱۳۶۴ خورشیدی، است.
از او که معلم مقطع ابتدایی‌ست، کتاب‌های مختلفی برای کودکان و نوجوانان چاپ و منتشر شده است.


─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─


◇ نمونه‌ی شعر:

(۱)
[سلام امام زمان(عج)]
سرور هر دو جهان                 
رفیق بیچارگان
امام ما شیعیان       
مهدى(عج) صاحب زمان 
سلام ما بر شما                      
غایبى بسه بیا
منتظرت ما هستیم           
با کار خوب و دعا 


(۲)
[چیست‌آن؟ جانوران]
نه لاغره نه چاقه               
درست شبیه زاغه 
لونٓش زیر چراغه             
تو جنگل یا تو باغه 
به چیزی که براقه               
خیلی داره علاقه
با قار قار پر سیاه            
اسمش چیه؟ کلاغه


(۳)
[بادبادک]
على آقا شیرین بلا                           
بادبادکش رفته هوا 
شعر مى‌خونه براى او                   
بلند قشنگ و یک صدا 
بادبادکم کجا میری؟                   
چرا خودت تنها میرى؟
من هم می‌خوام سوار بشم        
تو هم با من اوج بگیرى


(۴)
[خورشید خانم]
هم با نازه هم با صفا              
گیسو بلند و مو طلا  
وقتى میاد تو پنجره            
می‌خواد دلمم رو ببره
من هم نگاهش مى‌کنم      
هر روز صدایش مى‌کنم
بهش میگم تو  قشنگی     
توی بارون به هفت رنگى 
خورشید خانم گیسو طلا        
هر روز به دیدنم بیا


(۵)
[چراغ راهنما]
حافظ جان مایى             
چه بى‌صدایى
با پلیس راهنما                   
سر چهارایى
با قرمز و زرد و سبز          
چه با صفایى
بر سر میدونى شلوغ            
ناظم مایى
ماشینا و موتورهارو            
تو راهنمایى  


(۶)
[من گلا رو دوست دارم]  
اگه به گل دست نزنم          
شاپرکه میاد پیشم
صورتم رو می‌بوسه و         
میگه تویی نازنینم 
اما اگه دست بزنم              
گلای باغ رو بچینم
تیغش میره تو دستم و      
درد می‌گیره کُل تنم 


(۷)
[خورشید علم، ستاره دانش]
مى‌خوام برم به مدرسه           
ستاره‌ها رو بشمارم 
خورشید علم رو ببینم         
نور رو به قلبم بسپارم   
چون افتخار رو دوست دارم            
فقط به علم نظر دارم
دانه علم و دانش و             
تو زندگى هم مى‌کارم


(۸)
[باد، ابر و باران]
پرواز مى‌کنى                   
توى آسمان
به همراه باد                      
ابر مهربان
میگى به هر چیز        
سلام دوست من  
شادى مى‌دهم               
به گل و چمن
بلند و زیبا                
مى‌خوانى هو هو 
با رعد و با برق           
میری به هر سو


(۹)
[چیستان]
زیر زمین توی خاک             
لونه داره خوب و پاک
تو در تو و با تونل                
دونه میده تویش غِل
می‌سازه او یه انبار          
می‌کنه صبح تا شب کار
بار می‌بره تابستون                   
غذا داره زمستون
شش تا دست و پا داره           
تو حشرات جا داره 
کودک باهوش و بیست     
حالا بگو نامش چیست؟


(۱۰)
[شاپرک زندگی]
شاپرک شاد من                  
برس  به  فریاد من
باکارهای درستت                  
گلی بشو در چمن
با ادب و صبورباش                 
تا باشی آزاد تن
تلاش بکن فراوان                
کودک و فرزند من 

(۱۱)
من شوفر یه ماشین قشنگم       
گاز می‌دهم با احتیاط زرنگم
بار می‌برم از جاده و بیابون
به لطف پروردگار مهربون
گاهی وقت‌ها در جاده و در سفر
رد می‌شه از کنار من چند خطر
با همه‌ی این حرف‌ها من رانندم
با احتیاط چون می‌رانم برندم
هرچه که با ماشین بدست میارم
الحمدالله چیزی کم ندارم


(۱۲)
[کتاب]
همیشه زیبا                          
همیشه تنها
پر از محتوا                          
مانند ِ دریا
نامش کتاب است         
کتاب ناب است
برای خواندن            
چقدر بی‌تاب است.


(۱۳)
از تویِ یک مغازه، بابا، بازم قراره
برایِ هفت‌سینِ عید، شیرینی بیاره
مامانِ مهربونم، امسال بازم دوباره
برایِ عیدِ نوروز، سفره می‌ذاره
سنجد و سیب و سرکه، کنارِ سیر و سبزه
با سمنو و سماق، به یادِ ما میاره
بعد از گذشتِ یک سال، بازم بهاره
تعطیلاتِ نوروزی کنارِ مامان، بابا، چه کیفی داره


(۱۴)
[نشانه حرف «ف»]
در دفتر و سفیدم                            
در سفره و مفیدم 
در کف و برف و اسراف         
در فرش و کفش و کیفم


(۱۵)
[دریا]
من در خیالم                 
یه دریا دارم
کنار ساحل                   
قدم می‌ذارم
در قایق چوبی             
بر آب سوارم
چند دلفین زیبا                
در انتظارم
وقتی بازی می‌کنم         
میان کنارم
صدف‌های قشنگ را    
من بر می‌دارم
شادی و ثروت را         
بدست میارم

 

گردآوری و نگارش:
#رها_فلاحی

 

┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄


سرچشمه‌ها
https://newsnetworkraha.blogfa.com
https://t.me/newsnetworkraha
https://t.me/mikhanehkolop3
https://t.me/leilatayebi1369
https://t.me/rahafallahi
https://eitaa.com/joinchat/964429140C60ae11ba90
https://eitaa.com/newsnetworkraha
https://eitaa.com/masjedkhoda
https://eitaa.com/mikhaneraha
https://eitaa.com/iranman1363
https://eitaa.com/rahaei1396
https://eitaa.com/leilaei1369
https://beyadebaba.blogfa.com
https://abiasemoni.blogfa.com
https://www.ketabium.com
و...

 

  • رها فلاحی